صفحه در حال بار گذاری است!
لطفا کمي صبر کنيد...
وبلاگ مسجد محمد رسول الله ارومیه |
لا اله الا الله محمدا رسول الله
|
|
درباره وبلاگ
![]() نام: محمد نام پدر:عبدالله نام مادر:آمنه شهرت:خاتم پیامبران . امین . رسول الله
کنیه:ابواقاسم محل تولد:مکه زمان تولد:۱۷ ربیع الاول سال ۵۷۱ میلادی روز مبعث:27رجب مدت نبوت:23 سال عمر:63سال رحلت:۲۸ صفر ۱۱ هجری محل فوت:مدینه ی منوره تاریخ رحلت:۲۸ صفر ۱۱ هجری محل دفن:جنب مسجد پیامبر تعداد همسران:از۱۷ تا ۲۵ سال تعداد فرزندان:۴دختر به نامهای فاطمه.زینب.رقیه.ام کلثوم و پسران به نامهای قاسم.عبدالله.ابراهیم. مشخصات خودم:من شهرام (حسین) متولد 1371 هستم سال اول دبیرستان درس میخونم.اهل ارومیه. گاهی وقتا مهربون و گاهی هم عصبانی . از دروغ متنفرم . آدمایی که خدا رو دوست دارن منم دوستشون دارم.یکمی مغرورم.علاقه ی زیاد واسه دونستن در مورد اسلام دارم.رنگهای سفید . آبی . سبز رو دوست دارم.پسر کنجکاو و زبلی هستم اما تو درسا ضعیفم.خیلی اشتیاق دارم که در مورد خدا بنویسم.از لفظ قلم صحبت کردن زیاد خوشم نمیاد.بگی نگی آدم خوش قولی هستم.به جز خدا از هیچی نمیترسم.هیجان رو دوست دارم.ورزشهای رزمی رو دوست دارم.یکمی کم حوصلم.یکمی شکاکم کم پیش میاد به کسی اعتماد کنم از عشقهای این دوره زمونه بدم میاد از هدیه دادن و هدیه گرفتن خوشم میاد.تنهایی رو یکمی دوست دارم چون تو تنهایی آرامش بهم دست میده.ازکمک به نیاز مندا خوشم میاد و دوست دارم. دوست دارم اطرافیانم در مورد خدا بیشتر صحبت کنن تا در مورد موضوعات دیگه چیز دیگه ای به ذهنم نمی رسه موفق باشین آیدی من .muslim_mosalman124000 منوی اصلی
آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: ترجمه قالب
Powered By BLOGFA.COM www.agna.blogfa.com
www.agna.blogfa.com
|
توجه توجه
به نام ایزد هستی سلام دوستان من دیگه نمی تونم بیام چون دارم آخوند میشم به زبون کردی ملا از کسانی که در ارومیه هستند دعوت می کنم یه سری به مسجد محمد رسول الله بزنند طرف های اسلام آباد ارومیه هست اگه دوست داشته باشن درس احکام مولودی خوانی به زبون کردی و عربی و خیلی چیز های دیگه بخونن در ضمن این مسجد اهل سنت . اگه اومدید اونجا من شهرام هستم بپرسید من رو بهتون نشون می دن من بیشتر روز رو اونجا هستم ماموستای مسجد ماموستا محمد هستند در ضمن انتظامات هم هستم بپرسید راهنمایی تون می کنند خب من باید برم خیلی کار دارم در ضمن آف لاین های دوستام رو خوندم و ازشون ممنونم خدانگهدارتون تبریک و خداحافظی
به نام آفریننده پیامبر آسمانی محمد(ص)
شما و تمام مسلمانان تبریک میگم اینترنت یه مشکلی واسم پیش اومده اگه پیغامی واسم داشتید تو قسمت نظر دهید بنویسید مطمئن باشید خونده میشه بسم الله الرحمن الرحیم سلام امیدوارم حالتون خوب باشه من یه وبلاگ عاشقانه زدم بد نیست یه سری بزنید فقط نظر یادتون نره مرسی آدرس وبلاگ: www.asheghaneh4you.blogfa.com زندگی نامه حضرت محمـــــد"منبع اطلاعات http://mehrdadrajabishirzi.blogfa.com/post-288.aspx"
بسم الله الرحمن الرحیم
بيش از هزار و چهار صد سال پيش در روز 17 ربيع الاول ( برابر 25آوريل 570 ميلادی ) کودکی در شهر مکه چشم به جهان گشود. پدرش عبد الله در بازگشت از شام در شهر يثرب ( مدينه ) چشم از جهان فروبست و به ديدار کودکش ( محمد ) نايل نشد. زن عبد الله ، مادر " محمد " آمنه دختر وهب بن عبد مناف بود. برابر رسم خانواده های بزرگ مکه " آمنه " پسر عزيزش ، محمد را به دايه ای به نام حليمه سپرد تا در بيابان گسترده و پاک و دور از آلودگيهای شهر پرورش يابد . " حليمه " زن پاک سرشت مهربان به اين کودک نازنين که قدمش در آن قبيله مايه خير و برکت و افزونی شده بود ، دلبستگی زيادی پيدا کرده بود و لحظه ای از پرستاری او غفلت نمي کرد. کسی نمي دانست اين کودک يتيم که دايه های ديگر از گرفتنش پرهيز داشتند ، روزی و روزگاری پيامبر رحمت خواهد شد و نام بلندش تا پايان روزگار با عظمت و بزرگی بر زبان ميليونها نفر مسلمان جهان و بر مأذنه ها با صدای بلند برده خواهد شد ، و مايه افتخار جهان و جهانيان خواهد بود . " حليمه " بر اثر علاقه و اصرار مادرش ، آمنه ، محمد را که به سن پنج سالگی رسيده بود به مکه باز گردانيد . دو سال بعد که " آمنه " برای ديدار پدر و مادر و آرامگاه شوهرش عبد الله به مدينه رفت ، فرزند دلبندش را نيز همراه برد . پس از يک ماه ، آمنه با کودکش به مکه برگشت ، اما دربين راه ، در محلی بنام " ابواء " جان به جان آفرين تسليم کرد ، و محمد در سن شش سالگی از پدر و مادر هر دو يتيم شد و رنج يتيمی در روح و جان لطيفش دو چندان اثر کرد . سپس زنی به نام ام ايمن اين کودک يتيم ، اين نوگل پژمرده باغ زندگی را همراه خود به مکه برد . اين خواست خدا بود که اين کودک در آغاز زندگی از پدر و مادر جدا شود ، تا رنجهای تلخ و جانکاه زندگی را در سرآغاز زندگانی بچشد و در بوته آزمايش قرار گيرد ، تا در آينده ، رنجهای انسانيت را به واقع لمس کند و حال محرومان را نيک دريابد . از آن زمان در دامان پدر بزرگش " عبد المطلب " پرورش يافت . " عبد المطلب " نسبت به نوه والاتبار و بزرگ منش خود که آثار بزرگی در پيشانی تابناکش ظاهر بود ، مهربانی عميقی نشان مي داد . دو سال بعد بر اثر درگذشت عبد المطلب ، " محمد " از سرپرستی پدر بزرگ نيز محروم شد . نگرانی " عبد المطلب " در واپسين دم زندگی بخاطر فرزند زاده عزيزش محمد بود . به ناچار " محمد " در سن هشت سالگی به خانه عموی خويش ( ابو طالب ) رفت و تحت سرپرستی عمش قرار گرفت . " ابوطالب " پدر " علی " بود . ابو طالب تا آخرين لحظه های عمرش ، يعنی تا چهل و چند سال با نهايت لطف و مهربانی ، از برادرزاده عزيزش پرستاری و حمايت کرد . حتی در سخت ترين و ناگوارترين پيشامدها که همه اشراف قريش و گردنکشان سيه دل ، برای نابودی " محمد " دست در دست يکديگر نهاده بودند ، جان خود را برای حمايت برادر زاده اش سپر بلا کرد و از هيچ چيز نهراسيد و ملامت ملامتگران را ناشنيده گرفت . آرامش و وقار و سيمای متفکر " محمد " از زمان نوجوانی در بين همسن و سالهايش کاملا مشخص بود . به قدری ابو طالب او را دوست داشت که هميشه مي خواست با او باشد و دست نوازش بر سر و رويش کشد و نگذارد درد يتيمی او را آزار دهد . در سن 12سالگی بود که عمويش ابو طالب او را همراهش به سفر تجارتی - که آن زمان در حجاز معمول بود - به شام برد . درهمين سفر در محلی به نام " بصری " که از نواحی شام ( سوريه فعلی ) بود ، ابو طالب به " راهبی " مسيحی که نام وی " بحيرا " بود برخورد کرد . بحيرا هنگام ملاقات محمد - کودک ده يا دوازده ساله - از روی نشانه هايی که در کتابهای مقدس خوانده بود ، با اطمينان دريافت که اين کودک همان پيغمبر آخر الزمان است . باز هم برای اطمينان بيشتر او را به لات و عزی - که نام دو بت از بتهای اهل مکه بود - سوگند داد که در آنچه از وی مي پرسد جز راست و درست بر زبانش نيايد . محمد با اضطراب و ناراحتی گفت ، من اين دو بت را که نام بردی دشمن دارم . مرا به خدا سوگند بده ! بحيرا يقين کرد که اين کودک همان پيامبر بزرگوار خداست که بجز خدا به کسی و چيزی عقيده ندارد . بحيرا به ابو طالب سفارش زياد کرد تا او را از شر دشمنان بويژه يهوديان نگاهبانی کند ، زيرا او در آينده مأموريت بزرگی به عهده خواهد گرفت . محمد دوران نوجوانی و جوانی را گذراند . در اين دوران که برای افراد عادی ، سن ستيزه جويی و آلودگی به شهوت و هوسهای زودگذر است ، برای محمد جوان ، سنی بود همراه با پاکی ، راستی و درستی ، تفکر و وقار و شرافتمندی و جلال . در راستی و درستی و امانت بی مانند بود . صدق لهجه ، راستی کردار ، ملايمت و صبر و حوصله در تمام حرکاتش ظاهر و آشکار بود . از آلودگيهای محيط آلوده مکه بر کنار ، دامنش از ناپاکی بت پرستی پاک و پاکيزه بود بحدی که موجب شگفتی همگان شده بود ، آن اندازه مورد اعتماد بود که به " محمد امين " مشهور گرديد . " امين " يعنی درست کار و امانتدار . در چهره محمد از همان آغاز نوجوانی و جوانی آثار وقار و قدرت و شجاعت و نيرومندی آشکار بود . در سن پانزده سالگی در يکی از جنگهای قريش با طايفه " هوازن " شرکت داشت و تيرها را از عموهايش بر طرف مي کرد . از اين جا مي توان به قدرت روحی و جسمی محمد پی برد . اين دلاوری بعدها در جنگهای اسلام با درخشندگی هر چه ببيشتر آشکار مي شود ، چنانکه علی ( ع ) که خود از شجاعان روزگار بود درباره محمد ( ص ) گفت : " هر موقع کار در جبهه جنگ بر ما دشوار مي شد ، به رسول خدا پناه مي برديم و کسی از ما به دشمن از او نزديکتر نبود " با اين حال از جنگ و جدالهای بيهوده و کودکانه پرهيز مي کرد . عربستان در آن روزگار مرکز بت پرستی بود . افراد يا قبيله ها بتهايی از چوب و سنگ يا خرما مي ساختند و آنها را مي پرستيدند . محيط زندگی محمد به فحشا و کارهای زشت و می خواری و جنگ و ستيز آلوده بود ، با اين همه آلودگی محيط ، محمد هرگز به هيچ گناه و ناپاکی آلوده نشد و دامنش از بت و بت پرستی همچنان پاک ماند . روزی ابو طالب به عباس که جوانترين عموهايش بود گفت : " هيچ وقت نشنيده ام محمد ( ص ) دروغی بگويد و هرگز نديده ام که با بچه ها در کوچه بازی کند " . از شگفتيهای جهان بشريت است که با آنهمه بی عفتی و بودن زنان و مردان آلوده در آن ديار که حتی به کارهای زشت خود افتخار مي کردند و زنان بدکار بر بالای بام خانه خود بيرق نصب مي نمودند ، محمد ( ص ) آنچنان پاک و پاکيزه زيست که هيچکس - حتی دشمنان - نتوانستند کوچکترين خرده ای بر او بگيرند . کيست که سيره و رفتار او را از کودکی تا جوانی و از جوانی تا پيری بخواند و در برابر عظمت و پاکی روحی و جسمی او سر تعظيم فرود نياورد ؟ ! بقیش رو تو ادامه مطلب بخونید
ادامه مطلب بسم الله الرحمن الرحیم
ولادت با سعادت امام علی (ع) رو به تمامی مسلمانان چه اهل سنت و چه اهل تشیع تبریک میگم این طوری گفتم تا بعضی ها نگن منظورم از مسلمان مذهب خاصی هستش
بسم الله الرحمن الرحیم اگه می خواهید عکس و پوستر های اسلامی ببینید اینجا رو کلیک کنید عیسی (ع)
بسم الله الرحمن الرحیم سلام میخوام موضوع رو عوض کنم چون عکسام لود نمیشه در مورد حضرت عیسی میخوام بنویسم چرا مسیحیان حضرت عیسی را پسر خدا می دانند؟ "شهادت افراد مختلف در مورد عیسی (ع) یکی از شاهدین و هم دوران های عیسی مسیح یحیی پیامبر می باشد که اصطلاحا درمیان ما ایرانیان به حضرت خضر معروف شده است. یحیی در مورد عیسی مسیح چنین می گوید: این همان بره ای است که خدا فرستاده تا برای آمرزش گناهان تمام مردم دنیا قربانی شود. این همان کسی است که گفتم بعد از من می آید ولی مقامش از من بالاتر است، چون قبل از من وجود داشته است. از گفته های یحیی پیامبر، انجیل یوحنا فصل اول آیات بیست و نهم و سی یکی دیگر افرادی که با عیسی روبرو شد و پس از گفتگو با او زندگی او بکلی تغییر نمود زنی است که مطابق جامعه آنروز نتنها بخاطر نحوه زندگی بدی که داشت مورد تنفر جامعه خود بود بلکه حتی بخاطر زن بودن بشمار نمی آمد و حق اظهار نظر در مورد مسائل مذهبی نداشت. اما پس از گفتکو با عیسی این زن بی پروا به منطقه محل اقامت خود رفت و در مورد عیسی مسیح با همگان اینگونه سخن گفت: بیایید و کسی را ببینید که هرآنچه کرده بودم بمن گفت آیا این مسیح (همان موعود و نجات دهنده ) نیست. پس مردم از شهر بیرون شده نزد او (عیسی مسیح) می آمدند، انجیل یوحنا فصل چهارم آیات بیست و نهم و سی افسران و سربازان رومی گروه دیگری هستند که با دیدن رویدادهها و اتفاقات مختلف در مورد عیسی مسیح در حق او اینگونه شهادت داده اند: براستی که این شخص پسر خدا بود، انجیل متی فصل بیست و هفتم آیه پنجاه وچهار معمولا شهادت افراد یکی از راههایی است که می توان در موارد مختلف حقیقت امر را جویا شد ولی ما علاوه بر شهادت شاهدان عینی می خواهیم ببینیم که کتاب مقدس بعنوان کلام خدا چگونه حقیقت امر را در مورد عیسی مسیح اعلام می دارد کتاب مقدس بدفعات در مورد شخصیت عیسی مسیح، ماهیت و ماموریت او سخن میگوید. در اینجا ما تنها به ذکر بعض از آنها می پردازیم در انجیل یوحنا عیسی مسیح بعنوان کلمه خدا معرفی شده است که از ابتدا بوده و همه چیز بواسطه او آفریده شد و بغیر از او چیزی از موجودات وجود نیافت، انجیل یوحنا فصل اول آیه سوم عیسی مسیح در کتاب عبرانیان بعنوان فروغ جلال خاتم جوهر خدا معرفی شده است. کتاب عبرانیان فصل اول آیات یک تا سه در کتاب فیلیپیان عیسی بعنوان شخصیتی معرفی می شود که دارای ماهیتی خدایی است، اما این شخصیت با کنار گذاشتن قدرت و جلال خود بشکل یک انسان در میان مخلوقات خود ظاهرشد، کتاب فیلیپیان فصل دوم آیات شش وهفت کتاب کولسیان عیسی مسیح را چهره دیدنی خدای نادیده معرفی می کند و همچنین اعلام میدارد که تمام عالم هستی بوسیله عیسی مسیح بوجود آمد. یعنی هر آنچه در آسمان و زمین است. عالم روحانی با فرمانروایان و تمام بزرگان. او کنترل کننده تمام عالم هستی می باشد عیسی بروشنی و بدفعات خود را بدیگران آنگونه که بود معرفی نمود اگر چه این موضوع باعث خشم و نارحتی بسیاری از رهبرای مذهبی زمان نیز می شد. عیسی یکبار در پاسخ به آندسته از رهبرانی که به او تهمت زده و میگفتند که او دستورات خدا را نادیده گرفته و در روز مقدس معجزه می کند، پاسخ داد پدر من (اشاره به خدا) تا کنون کار می کند و من نیز کار می کنم. زیرااراده خود را طالب نیستم بلکه اراده پدری که مرا فرستاد انجیل یوحنا فصل 5 آیه 15و16، همچنین آیه 29. همچنین در جای دیگر خود را نور عالم معرفی میکند که تنها از طریق او منتهی به حیات می گردد. انجیل یوحنا فصل هشت آیه دوازدهم عیسی خود را ابدی معرفی میکندعیسی در مباحثه با بعض سران یهود اعلام میدارد که پیش از ابراهیم بوده است و در همین رابطه ازکلمه هستم استفاده میکند( هستم، اشاره به فعل حاضر خدا که همیشه هست و می باشد)انجیل یوحنا فصل هشت آیه پنجاه وهفت عیسی خود را ابتدا وانتها معرفی میکنداینک بزودی می آیم و اجرت من با من است تا هرکسی را بر هر حسب اعمالش جزا دهم. من الف و یاء ، ابتدا و انتها و اول و آخر هستم، کتاب مکاشفه فصل 22 آیه دوازده و سیزده باور مسیحیان مبنی بر عیسی بعنوان پسر خداحال پس از بررسی شهادت شاهدین عینی، کتاب مقدس و گفته های عیسی در مورد خود میتوان گفت که تعلیم پسر خدا و یا خداوندگاری عیسی مسیح موضوعی است که تنها مسیحیان بر آن باورند بلکه این تعلیم کلام خداست و نتیجه روبر شدن با عیسی زنده میباشد. بدین شکل می توان دید تعلیم پسر خدا یک موضوع ابداعی نیست که مسیحیان یا عیسی مسیح از خود ابداع کرده باشد بلکه حقیقتی است که از ازل وجود داشته است. بعبارت دیگر باید گفت این مسیحیان نبوده اند که یک انسان را بمقام خدایی رسانده اند بلکه شهادت خود خدا و عملکرد عیسی مسیح بر روی زمین بود که نشان میداد این شخصیت همانی است که انبیا در مورد او پیشگویی نموده اند مسلما درک این موضوع همانند یک مسئله علمی و یا ریاضی نخواهد بود که با چند ضرب و تفریق برای همگان عیان گردد. امروزه افراد بسیاری با پذیرش ادعاهای عیسی مشکل دارند همانطور که علمای دینی یهود هم زمان عیسی با آن مشکل داشتند. ایشان ادعا می کردند که عیسی یک انسان است که ادعا خدایی می کند و خود را با خدا برابر می شمارد اما حقیقت این است عیسی همان خداست. بله عیسی خدای فاعلی است که در فاعلیت خود مفعول بودن را پذیرفت تا نجات مخلوق دست خود باشد. مخلوقی که برای نجات او بجای فرستادن پیامبری دیگر این بار خود شخصا وارد عمل شد تا یکبار و برای همیشه دیوار جدایی گناه و خطا را که مابین انسان و خدا حائل شده بود را از میان بردارد. بهمین دلیل است که کلام خدا میگوید: در اثرکاری که مسیح در حق ما انجام داد، خدا راهی را مهیا کردتا همه چیز را، چه در آسمان و چه درزمین بسوی خود باز آورد. بعبارت دیگر جانبازی مسیح بر روی صلیب و خونی که او برای ما ریخت همه ما را با خدا صلح داده است. کتاب کولسیان فصل اول آیه بیستم امروز این حقیقت میتواند برای هر کسی که بدنبال آن باشد بتوسط خدا آشکار گردد. بله خدا قادراست که خود را بدیگرانی که میخواهند بشناساند نه برحسب علم و دانش و تجربیات شخصی ما و یا اصول اعتقادی و باورهای ما از او بلکه آنگونه ای که او هست. امید به اینکه این مقاله کوتاه توانسته باشد تا حدودی این موضوع را بیشتر برای دوستانی که دراین رابطه سئوال داشته اند روشن کرده باشد منبع این اطلاعات http://radioworldwide.gospelcom.net/persianspring/whyjissonofgod1.php
تأثير قرآن بر جسم انسان
به نام هستی بخش تمام هستی
منبع "http://mohman.blogfa.com/" قرآن، اسرار خلقت
بسم الله الرحمن الرحیم تا کنون بسیار شنیده اید که قرآن را معجزه پیامبر میدانند، اما چرا معجزه؟ این کتاب هم مانند سایر کتب آسمانی! پس چه تفاوتی آن را از سایر کتب آسمانی متمایز ساخته است؟ یکی از دلایلی که باعث شد عده ای زیادی از مردمان بر پیامبر ایمان بیاورند، این بود که پیامبر ما با اینکه بیسواد بودند چطور میتوانستند چنان حرفهای عجیبی بزنند؟چطور یک مرد چوپان، میتواند مردم را از گذشته و آینده و حال آگاه سازد، حال آنکه تا کنون دارای هیچ گونه سوادی و علمی نبوده است؟ چطور این چنین شخصی میتواند این گونه سخنانی بر زبان جاری سازد، مردم را پند و اندرز دهد، از سایر پیامبران بگوید، شرح اقوامی که در گذشته دچار عذاب و یا نعمت الهی گشته اند را بدهد، از روز رستاخیز سخن بگوید و .....؟ همان شخصی که تا همین دیروز حتّی سواد خواندن و نوشتن را هم نداشت. این خود یک معجزه بود، معجزه ای بس بزرگ و جاوید به طوریکه تمام پیامبران تا مدتی زیستند و برای اثبات حرفهای خود معجزه ای آوردند و پس از درگذشت آنان معجزاتشان نیز به همراه آنان میرفت ولی پیامبر گرامی اسلام معجزه ای جاوید برای ما و جهانیان به ارمغان آورد که تا قیامت و بعد ازآن نیز جاوید خواهد ماند. از دیگر معجزات قرآن میتوان به عاجز ماندن اقوام و گروههای یهود و دشمنان اسلام و سایر گروهها به تحریف و تغییر در آیه های قرآن اشاره کرد و باید دید که تا کنون هیچ بشری نتوانسته است، ذره ای از آیات قرآن را تحریف نمایند، آنان که خود متخصص در تحریف و انحراف کتب سایر ادیان الهی بودند. برای مثال در انجیل حضرت عیسی (ع) را پسر خدا خطاب کرده اند و یا عده ای وی را خدای خود میدانند، و یا میتوان به عده ای از نابخردان و جاهلان کافر اشاره کرد که در تورات، خدا را به گونه ای وصف کرده اند که گویی مقام انسان را دارد برای مثال در جایی نوشته اند: روزی خداوند در خانه اش خواب بود که ناگهان زنبوری آمد و او را نیش زد و....... نظم و ترتیب آیات، سوره ها و جزوات نیز از سایر شگفتی های قرآن میباشد. من میتوانم به یکی از آنان اشاره کنم و آن اینکه: در ابتدا و سوره های آغازین قرآن در مورد آفرینش انسان و در سورهای پایانی قرآن بیشتر، در مورد قیامت به صحبت پرداخته است. یعنی اینکه در اوئل شروع سورها، از آفرینش آدم نوشته و در سوره های اواخر قرآن بیشتر در مورد پایان حیات آدم در روی زمین و آغاز قیامت صحبت به میان آورده است چنان که پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی (صل الله علیه و آله و صلم) فرمود: سوره های پایانی قرآن مرا پیر کرد. و همچنین اگر به آیات 30 تا 37 سوره ی بقره مراجعه نمایید در مورد آفرینش انسان و اگر به سوره ای مانند سوره نبأ که یکی از سوره های پایانی میباشد مراجعه فرمایید در مورد قیامت توضیح داده است. (شرح بعضی دیگر از نظوم قرآن و رمز 19 در پایان آمده است.) از دیگر معجزات قرآن میتوان به قدرت نفوذ آن بر هر شئی در این عالم اشاره کرد. چنانکه از حضرت صادق (ع) روایت شده است که: هرکس صد آیه از قرآن از هر جا که خواهد تلاوت نماید، بعد از آن هفت مرتبه یا الله بگوید اگر بر سنگ سخت دعا کند هر آینه شکافته گردد. و همچنین میشود به گفتگوی حضرت علی (علیه السلام) با پیامبر اشاره کرد که پیامبر هفت آیه ی پر فضیلت را بدو بیاموخت و فرمود: یا علی خواهی تو را چیزی بیاموزم که اگر تمام موجودات هفت آسمان و زمین گرد هم آیند نتوانند بر تو آسیبی رسانند و هیچ کس بر تو ظفر نیابد. که این فضیلت و قدرت کلام خدا را که منظور همان قرآن است را ثابت مینماید. آیات قرآن چنان قدرتی دارند که حتی میتوانند بر اعضاء داخلی بدن نیز نفوذ پیدا کنند، در قرآن آیه ای وجود دارد که شخص پس از خواندن آن، اگر برای مثال شئی در بدن او فرو رود، بر او اثری ندارد و هیچ گونه خونی از او خارج نمی شود. چنانکه از پدرم شنیدم که برادرش میتواند سوزنی را در هر جایی از بدنش فرو ببرد و به قول امروزیها بدون درد و خونریزی. من به این حرف اعتنا نکرده، از عموی خود خواستم تا در مقابل چشمان خودم این کار را انجام دهد ولی او رد کرد. اما من به همراه عده ای دیگر پس از گفتگوهای بسیار، وی را راضی نمودیم و او این کار برای ما انجام داد و تأکید کرد: برای انجام چنین کاری شخص باید یقین و عقیده ای مستحکم به قدرت خدای متعال داشته باشد و تنها خواندن آیه ای از قرآن کافی نیست، پس اگر در حین انجام این کار حتی برای یک لحظه هم، بر قدرت خدا شک کردم ممکن است خسارت جدی بر من حاصل آید. البته من بعد ها آن آیۀ شریفه را فرا گرفته ولی هیچ گاه جرأت آنکه این کار را - برای استحکام عقیده ی خویش به کار گیرم - پیدا نکردم. از جمله معجزهای بسیار عجیب قرآن که خود نیز در آیه 31 سورۀ مدثّر برآن اشاره میکند، عدد 19 میباشد که یکی از نشانه ها و آیات الهی است. اگر در آیات قرآن دقت کرده باشید، حتمآ متوجه این موارد خواهید شد: - اگر کلمه یکتا که در عربی واحد میشود را در ابجد حساب نماییم، عدد نوزده به دست خواهد آمد. - جمع حروف بسم الله الرحمن الرحیم نوزده میشود. - اولین سوره ای که نازل شد سورۀ مبارکۀ علق بود که از آخر قرآن نوزدهمین سوره از قرآن میباشد. - سوره علق نوزده آیه دارد. - در قرآن همه ی سوره ها دارای بسم الله الرحمن الرحیم میباشند به جز سوره ی توبه. اگر ما 114 سوره داشته باشیم 113 سوره از آن دارای بسم الله الرحمن الرحیم میباشد که این عدد بر 19 تقسیم پذیر نیست، ولی اگر شما نوزده سوره بعد از سوره ی توبه به پیش روید، به سوره ای میرسیم که یک (بسم الله الرحمن الرحیم) اضافه دارد (سوره ی نمل) و در نتیجه ما 114 بسم الله الرحمن الرحیم خواهیم داشت . - و بسیار بسیار نشانه ها ی دیگر. در قرآن بعضي از كلمات با كلمه هاي ديگر كه از نظر معني با همديگر تناسب دارند يكسان به كار رفته شده اند. مثلاً : - کلمه ی حیات 145 بار با مشتقات آن و کلمه موت یا مرگ نیز 145 بار با مشتقاتش به کار رفته است. - كلمه “دنيا “ 115 بار و كلمه “آخرت“ هم 115 بار بكار رفته است. - كلمه “ملائكه“ 88 بار در قرآن آمده است و كلمه “شياطين“ نيز به همان تعداد 88 بار بكار برده شده اند. - -“حر“ يعني گرما 40 بار و كلمه “ برد“ يعني سرما نيز 40 بار بكار برده شده اند. - كلمه “مصائب“ 75 بار و كلمه “شكر“ نيز 75 بار. - كلمه زكات 32 بار و كلمه “بركات“ نيز 32 بار . - كلمه “عقل“ ومشتقات آن 49 بار و كلمه “نور“ نيز با مشتقاتش 49 بار . - كلمه “يوم “ به معني روز و “شهر“ به معني ماه در قرآن به ترتيب 365 بار و 12 بار بكار رفته اند. - كلمه “رجل“ به معني مرد 24 بار و كلمه “امرأه “ به معني زن نيز 24 بار در قرآن بكار رفته اند. - كلمه “امام“ بصورت مفرد و جمع 12 بار در قرآن آمده است. جایی در اینترنت دیدم که مطلب جالب توجهی را نوشته بود، بد نیست با هم بخوانیم: در يازدهم سپتامبر 2001 ميلادي چند هواپيما با برجهاي دوقلوي نيويورك در خيابان جرف هار با طبقه 109 آن اصابت مي كند كه اين امر موجب بوجود آمدن تشنج هاي سياسي واقتصادي و اجتماعي شد و نشان داد بنيانهاي چپاول و غارتگري سست و بي پايه مي باشد ؛ كه خداوند سبحان 1400 سال پيش توسط پيامبر خود در قرآن كريم به اين موضوع اشاره مي كند. - سوره توبه ؛ جزء 11 و سوره 9 قرآن كريم مي باشد. روز حادثه : 11/9/2001 - كلمه 2001 آن جرف هار مي باشد. محل برج : خيابان جرف هار - خداوند در آيه 109 سوره به خرابي بنا اشاره مي فرمايد. طبقه اصابت : 109 در پایان فقط باید متذکر گردم که قرآن این کتاب ارزشمند الهی دارای عجایب و اسرار بسیار زیادی میباشد که هیچ کس جز پروردگار یکتا و هر آنکس که او بخوهد (قائم آل محمد) از اسرار و رموز آن آگاه نیست. پس بیایید برای ظهور آن منجی بشریت و آن رمز شکن قرآن و آن قائم آل محمد (ص) از صمیم دل تقاضای فرج ایشان را از پروردگار هستی بنماییم باشد که هر چه زودتر فرج بنمایند انشأ الله.... پایدار باشید.
|
|
|